براي تو ......

1

همیشه وقتی که گریه می کنی اونی که آرومت می کنه دوستت داره اما اونی که با تو داره گریه می کنه عاشقته .

زندگی به من آموخت چگونه اشك بریزم ولی اشك نیاموخت چگونه زندگی كنم تو به من آموختی چگونه دوستت بدارم ولی نیاموختی چگونه فراموشت كنم .

 

مانند مجنون كه لیلا را دوست دارد مانند ماهی كه دریا را دوست دارد مانند شاعری كه شعرش را دوست دارد مانند بلبلی كه صدایش را دوست دارد به خدا قسم كه من هم تو را دوست دارم بی تو بودن را برای با تو بودن دوست دارم .

 

اگر زیستن را دوست داشتم هرگز به هنگام به دنیا امدن نمی گریستم .

 

زباغ خاطراتم هرگز نخواهی رفت ومن هرگز نخواهم برد از یاد نگاه مهربانت را .

 

یادت در ذهنم و عشقت در قلبم و عطر مهربانیت در تمام وجودم است عزیزم محبت را در پاکی نگاهت و صداقت را در وجود مهربانت معنی کردم وبدان که زیباترین لحظه هایم در کنار تو بودن است .

آخر از عشق تو ساکن در کلیسا می شوم میکشم دست از مسلمانی مسیحا می شوم یا لباس عاشقی را از تنم بیرون کنید یا که من خاکستر کوی رفیقان می شوم .

آسمون به دریا گفت : این بالا خیلی خوبه ٬ همه جا رو میشه دید ٬ دریا گفت :
این پایین از اون بالا هم بهتره ٬ چون فقط تو رو میشه دید ... تقدیم به آسمون قلبم ...

یکی در آرزوی دیدن توست ، یکی در حسرت بوسیدن توست ، ولی من ساده و بی ادعایم ، تمام هستی ام خندیدن توست . . .

بسوزد خانه ي ليلي و مجنون كه رسم عاشقي در عالم انداخت اگر ليلي به مجنون داده ميشد دل هيچ عاشقي رسوا نمي شد .

عاشق هرکس شدم او شد نصيب ديگري *دل به هرکس دادم او هم زد به قلبم خنجري* من سخاوت ديده ام دل را به هرکس مي دهم *شر م دارم پس بگيرم آنچه را بخشيده ام .


فقط او را صدا کردم نیامد/ تمام شب دعا کردم نیامد/ به من گفت باید با وفا بود / به عهدش هم وفا کردم نیامد/

 

اگر روزي مُردم ، تابوتم را سياه کنيد تا همه بدانند سياه بخت بودم بر روي سينه ام تکه يخي بگذاريد تا به جاي معشوقم برايم گريه کند ... چشمانم را باز بگذاريد تا همه بدانند چشم انتظار معشوقم بودم ... و آخر اينکه دستانم را ببنديد تا همه بدانند خواستم ولي نتوانستم .

 

من اگر اشک به دادم نرسد مي شکنم اگر از ياد تو يادي نکنم مي شکنم بر لب کلبه ي محصور وجود، من در اين خلوت خاموش سکوت، اگر از ياد تو يادي نکنم، مي شکنم اگر از هجر تو آهي نکشم، تک و تنها، مي شکنم به خدا مي شکنم .

 

نگاهم را به روی خاک می کشانم شاید رد پایی از تو باشد.انقدر میروم تا نشانه ای از تو بیابم.نگاهم خسته و پاهایم نا توان است اما باز هم منتظر می مانم تا شاید روزی بیایی .

وقتی از همه ی دنیا دلم می گیرد هیچکس و هیچ چیز نمی تواند طوفان درونم را ارام سازد.تنها نگریستن به چشمان همیشه نگران مادر است که درونم را ارام می سازد .

 

زندگی کوتاه ترازآن است که به خصومت بگذرد وقلبها گرامی ترازآن هستندکه بشکنند فردا طلوع خواهد کرد حتی اگر نباشیم .

 

تو را به جاي همه كساني که نمي‌شناختم دوست مي‌دارم تو را به جاي همه روزگاراني که نمي‌زيسته‌ام دوست مي‌دارم براي خاطر عطر گستره‌ي بيکران و براي خاطر عطر نان گرم براي خاطر برفي که آب مي‌شود، براي نخستين گل، براي خاطر جانوران پاکي که آدمي نمي‌رماندشان تو را به جاي همه كساني که دوست نمي‌دارم دوست مي‌دارم تو را براي دوست داشتن دوست مي‌دارم .

كاش می شد باردیگر سرنوشت از سر نوشت كاش می شد هر چه هست بر دفتر خوبی نوشت كاش می شد از قلمهایی كه بر عالم رواست با محبت, با وفا, با مهربانیها نوشت كاش می شد اشتباه هرگز نبودش در جهان .

 

بی تو یک روز در این فاصله ها خواهم مرد مثل یک بیت ته قافیه ها خواهم مرد تو که رفتی همه ثانیه ها سایه شدند. سایه در سایه آن ثانیه ها خواهم مرد گم شدم در قدم دوری چشمان بهار بی تو یک روز در این فاصله ها خواهم مرد .

دل شکستن چاره اش سنگ نيست اين دل ما با نگاهي سرد نيز ميشکند .

 

اشكي كه بي‌صداست پشتي كه بي‌پناست دستي كه بسته است پايي كه خسته است دل را كه عاشق است حرفي كه صادق است شعري كه بي‌بهاست شرمي كه آشناست دارايي من است ارزاني شماست .

نوشته شده توسط . : : M o H S e N : : . در جمعه، 16 بهمن هزار و سیصد و هشتاد و هشت

نظرات 47
 

 

تو بد کردی

 



دلم را در میان بودن ومردن رها کردی

تو بد کردی

امیدم را زمن دزدیدی وبردل جفا کردی

تو بد کردی 

من از خود هم دگر حتی نمی خواهم دگر چیزی

تو اما آمدی روحم فنا کردی

تو بد کردی

نمی پرسم دگر حتی چرا بامن چنین کردی

فقط این را بدان در حق من یارا خطا کردی

تو بد کردی 

اگر دلبسته ام برتو نه از تنهائی دل بود

تو را همراه دل کردم تواما دل رها کردی

تو بد کردی

تو بد کردی

تو بد کردی

.

.

.

نوشته شده توسط . : : M o H S e N : : . در سه شنبه، 13 بهمن هزار و سیصد و هشتاد و هشت

(نظر بدهید.)
 

 

Love pic

 1

2

3

4

5

نوشته شده توسط . : : M o H S e N : : . در سه شنبه، 13 بهمن هزار و سیصد و هشتاد و هشت

(نظر بدهید.)
 

 

آموزش شیطون (جوكر) پاسور

 

پاسور



این بازی هم برای جمعیت های زیاد باحاله
یكی از جوكرها را وارد دست می كنیم و بعد برگه ها را بین همه پخش می كنیم . هر كس ورق های مشابهی ( از نظر عدد ) را كه دارد 2 تا 2 تا جدا می كند و در وسط می اندازد . بعد بازی شروع می شود . نفر اول شروع می كند و یكی از ورق های نفر سمت راست خود را از پشت می كشد اگر ورق جوری با آن داشت هر 2 را زمین می اندازد و یك ورق دیگر می كشد و همین طور ادامه می دهد و اگر ورق هم خوان ( ار نظر عددی ) نداشت نوبت او تمام می شود و نفر سمت راست همین كار را با نفر سمت راست خود می كند و دور تكرار می شود . جوكر با هیچ ورقی پایین انداخته نمی شود و كسی كه در آخر جوكر در دستش باقی می ماند بازنده است و با نظر جمع جریمه ای را می دهد .
اگر احیانا از دست نفر سمت راست خود جوكر را كشیدید سعی كنید لبخند نزنید یا چهرتون تغییر نكنه و خودتون رو تابلو نکنید

نوشته شده توسط . : : M o H S e N : : . در دوشنبه، 12 بهمن هزار و سیصد و هشتاد و هشت

(نظر بدهید.)
 

 

آموزش كامل حکم پاسور

 حکم هم 2 هم 3 و هم 4 نفره بازی میشه.
در حالت 2 نفر یک حاکم داریم و نفر دیگه که این حاکم باید مشخص بشه که برای این منظور اکثرا به این طریق عمل میکنند که برای هر نفر برگ میکشند اولین نفری که تک بهش افتاد حاکم میشه.
فرض میکنیم حامد و حمید دارند بازی میکنند و حامد حاکم میشه.
حمید باید برگ پخش کنه به این صورت که 5 تا میده به حامد 5 تا به خودش و بقیه برگها رو میذاره کنار.
در بازی حکم چیزی وجود داره به نام حکم کردن به این صورت که از خالهای 4 گانه ( خشت, خاج , دل و پیک ) باید یکی به عنوان حکم توسط حاکم مشخص بشه . حالا این حکم چیه ؟
توی این بازی هر برگ ارزشی داره به این ترتیب : آس بیشترین از همه بعد شاه , بی بی , سرباز و ده و همینطور به پایین . حالا در این بین خالی که حکم میشه بالفرض دل حکم میشه در اینجا برگهای حکم از سایر برگها ارزش بیشتری دارند یعنی تک دل از همه برگها بهتره و همینطور به پایین و حتی 2 دل ارزشش از تک مثلا خشت بیشتر !

در این بازی , بازی توسط حاکم و برگی که اون میندازه شروع میشه . خب با این توضیح میریم سراغ حمید و حامد.
حامد حاکم شده و از بین 5 برگ باید حکم رو انتخاب کنه و اعلام کنه ( معمولا برای حکم کردن قاعده خاصی نیست و هر کس یک چیزی و برحسب وارد بودن و تجربه حکم میکنه اما در حالت پیش قرض چیزی حکم میشه که بین اون 5 برگ اولیه از همه بیشتر یا از همه بالاتر باشه به این معنا که فکر میکنیم 5 برگ اولیه حامد عبارت از آس دل , شاه دل ( کم پیش میاد ! ) , و آس خشت ( مثال اینا ! ) و 5 پیک و 4 خشت . خب اینجا حامد میتونه هرچی بخواد حکم کنه اما عقل سلیمش میگه که دل هایی که داره سر تر و باید اون رو حکم کنه . بعضی ها هم میگن که خود آس و شاه دل 2 دست میگیرند ( اینم بعد توضیح میدم ) پس میان خشت حکم میکنند . پس همونطور که گفتم حکم کردن بستگی به فرد داره .
خب حالا حامد حکم کرده و چون بازی 2 نفر است باید از 5 برگی که داره 3 تارو بندازه اونور و اون فرد دیگه هم 2 برگ از برگهاشو جدا میکنه ( اونایی رو جدا میکنند که ارزش کمتری دارند و حکم هم نیستند البته معمولا ! ممکنه یکی حکم بندازه بیرون اما بجاش آس غیر حکم رو نگه داره ! ) و بعد برگاشونو میذارند کنار اما به پشت که طرف مقابل نفهمه چی رو کنار گذاشتند بعد بازی به این صورت شروع میشه که حاکم از اون برگهای اولیه ( یعنی اونایی که اول حمید گذاشت کنار ) یک برگ رو برمیداره و نگاه میکنه طوری که حمید نبینه و برانداز میکنه که برگ خوبی یا نه اگه خوب بود برش میداره و برگ بعد اون رو میذاره کنار ( برگی که از این به بعد کنار گذاشته میشه نباید دیده بشه ! البته این مورد توافقی بعضی طی میکنند که نگاه کنند ) بعد نوبت حمید اون هم همین کار رو میکنه اما به این صورت که اگه برگ اول رو نخواست اونو میذاره کنار و برگ دوم رو هرچی بود برمیداره ( برگ اول رو ببینی و برداری نمیتونی بفهمی برگ 2 چیه ! برگ 1 رو بذاری کنار برگ 2 رو برداری ممکنه که برگ 1 بهتر بوده باشه ! دیگه اینجا بستگی به 2 طرف و واردیشون داره ) همینجوری ادامه میدند تا به 2 برگ آخر میرسیم که نوبت حاکم برداره که اینجا حاکم 2 تا برگ رو با هم اجازه داره نگاه کنه و یکیشون رو انتخاب کنه . اگه درست پیش رفته باشند هر 2 باید 13 برگ داشته باشند و 26 برگ هم که کنار قرار داره که معلوم نیست اون چه برگهایی هست . بعد بازی شروع میشه توسط حاکم به این صورت که هر برگی که حاکم انداخت باید طرف مقابل هم همون رو بره. فرض کنیم که حامد دل حکم کرده و با آس خشت بازی میکنه اینجا حامد باید خشت بازی کنه و فرض میکنیم که حمید خشت داره – یکی 6 خشت یکی دیگه شاه خشت – خب اینجا حمید باید یک خشت بره اما بهتره 6 رو بازی کنه به جای شاه . چرا ؟ چون شاه از 6 بهتره و باید نگهش داشت درثانی وقتی حامد اس خشت رو میره برگ شاهی که دست حمید هست سرتر .
خب حمید 6 رو میره حامد هم آس رو رفته و اینجا آس بهتر از 6 و حامد میتونه 2 برگ رو برای خودش برداره و جلوی پاش یا کناری بذاره که به این میگن یک دست و هر کی به 7 دست برسه برندست.
توی بازی 2 نفر هر دست از 2 برگ تشکیل شده که تعداد این 2 تایی ها به 7 تا برسه فرد برده
خب ادامه میدیم فرض بالا رو به این صورت که حامد آس خشت بازی کنه اما حمید خشتی نداشه باشه !
در این حالت حمید 2 کار میتونه انجام بده یکی معقولانه یکی هم دیوانگی .
حالت اول اینه که برگ حامد رو به اصطلاح ببره ( بریدن, نه برنده شدن ) برای عمل برش باید فرد به جای اون خالی که بازی شده و نداره ازش حکم بره و بهتر هم هست که برش با برگ ریز ( کوچکتر نظیر 2 انجام بشه ) ( بازی 3 یا 4 نفر موضوع فرق داره ) خب حامد آس خشت رفته حمید هم نداره به جاش با 2 دل ( یا کوچکترین برگ حکمش ) اون رو برش میده و یک دست برای خودش جمع میکنه ( گفتیم قبلا که حکم از برگهای غیر حکم حتی آس آنها برتر ) این بازی همینطور ادامه پیدا میکنه تا یکی 7 دست جمع کنه و بازی رو ببره . چند نکته ای که باید مد نظر داشت اینه که شروع بازی با حاکم اما ادامه ی آن با کسی که هر دست رو جمع میکنه به این معنا که حمید اگه دستی جمع کرد حالا نوبت اونه که هر چی خواست بره .
دومین نکته بازی حکم تا وقتی ادامه پیدا میکنه که تعداد امتیاز های هر فرد به 7 و 5 برسه که این دو تا رو یا حتی عدد دیگه قراردادی اما بیشتر بازی های حکم 7 امتیازی .
سومین نکته که توی بازی 2 نفر اولین حاکم توسط آس مشخص میشه اما در ادامه ی اون هرکی حاکم که برده باشه ( یعنی 7 دست رو جمع کرده باشه ) . اگه بازی ادامه یافت 2 نفر 6 به 6 شدند اینجا باز هم قرار داد تعیین میشه که آیا هرکی به 7 رسید بازی رو برده یا اینکه بازی تا 8 ادامه پیدا کنه ( یا هردو جفت 5 بشن ) حالت اول معلومه که هرکی به 7 برسه برنده میشه اما اگه تعیین کردیم که بازی به 8 افزایش بیابد اینجا دیگه هرکی به 8 رسید برنده شده اما امتیازش باید از طرف دیگه 2 تا بیشتر باشه منظورم اینه که هر2 باز جفت 7 شدند باز باید قرار داد کنند که بازی به 9 ادامه پیدا کنه یا اینکه در 8 تموم بشه . ( فکر کنم فهمیدید دیگه ) .
بازی 2 نفره به همین ترتیبی بود که گفتم بازم ابهامی بود بگین یا اگه کسی فکر میکنه چیزی جا انداختم بیاد کاملش کنه .
بازی 3 نفر اینطوریه که باز حاکم اول مشخص میشه بعد نفر دست چپی من شروع میکنه به برگ پخش کردن به این صورت که اول به حاکم 5 تا میده بعد نفر بدی و آخرین نفر هم خودش تا حاکم حکم کنه بعد که حکم کرد باز برگ میده اما این دور نفری 4 برگ مییده . این برگ دادن تموم که میشه چون تعداد ورقهای برگ 52 عدد و اینجا 3 نفریم نفری 17 تا میرسه ( توی همه انواع بازی حکم هر نفر 13 برگ داره اصولا ! ) یک برگ اضافی که برای اینکه این برگ اضافی نباشه قبل از بازی یک برگ بی ارزش که 2 هست میندازیم کنار که 2 کدوم خال رو بندازیم کنار دیگه توافقی .
خب بازی باز هم توسط حاکم شروع میشه اینجا چون 3 نفریم نوبت دست راستی حاکم که بعد اون بازی کنه .
با مثال برای فهم بهتر میگم . حامد و مهدی و علی بازی میکنند . حامد حامد , مهدی دست راست حامد و علی دست چپش ( نشستن باید طوری باشه که هر فرد دست طرف مقابل رو نبینه ) اینجا بعد از حامد مهدی باید بازی کنه و بعد علی و همین طور بازی مثل 2 نفر ادامه پیدا میکنه هرکی که دست جمع کرد نوبتش که بازی کنه و نفر بعدیش باید دست راستیش برگ بندازه .
خب این بازی هم ادامه پیدا میکنه تا یکی ببره و هرکی هم به امتیاز 7 برسه بازی رو به کل برده .
چند نکته : بازی 3 نفر کمی سخته چون حواس جمع میخواد .
دوم اینکه هرکی برد حاکم بعدی مثل بازی 2 نفره ( توی 4 نفره باز متفاوته ) .
یک نکته مهم : فرض کنیم بازی داره ادامه پیدا میکنه حامد حاکم 6 دست جمع کرده , مهدی هم 6 دست اما علی 5 دست ! اینجا کسی 7 نشده پس کی برده ؟؟؟ اینجا قانون میگه که علی برده ! چون اونا 6 هستند این 5 ! این قانون .
پس توی این بازی اگه 7 هم نشی میتونی بک امتیاز بگیری اما به شرطی که آنقدر وارد باشی که باعث شی اون 2 نفر دیگه 6 بشند ! پس این دیگه واردی میخواد .
خب توی این حکم 3 نفر هم چیزی به ذهنم بیشتر نمیرسه .
بریم سراغ محبوبترین نوع حکم یعنی 4 نفره ! که عشق منه که بیشتر هم بصورت شرطی بازی میشه .
اینجا 4 نفریم اما هر 2 نفر با هم هستند یعنی چی ؟
امین ( خودم ونمیگم ها ) حمید و حامد و علی میخوان بازی کنند حاکم با آس دوباره مشخص میشه حالا باید برای حاکم یار مشخص کنیم که اینکار به انواع گوناگون صورت میگیره :
1 ) توافق میشه که امین با علی بشینه و حمید و حامد هم با هم یا هر نوع دیگش .
2 ) آس کشی میشه به این صورت که میگن آس اول حاکم آس دوم یارش . اون 2 نفر باقیمانده هم با هم میشینند .
خب فرض میکنیم امین با علی میشینه و حمید و حامد هم با هم .
طرز نشستن امین هر دو نفری که با هم هستند روبروی هم میشینند و یک حالت + به وجود میاد .
خب این از نشستن.
حالا باید برگ پخش شه که اینکار رو نفر دست چپی حاکم انجام میده و مثل حالت 3 نفره برگ میده اول 5 برگ و دور بعدی 4 برگ .
چند نکته در دست دادن در حالت 4 نفره :
کسی که باید برگ بده باید حتما دست چپی حاکم باشه ( مثل 3 نفره ) اما اگه نفر دست راستی هم خواست میتونه برگ بده .
هنگام دست دادن بعضی جاها توافق میشه ( در اصل اینجوری نیست ) که کسی که دست میده میتونه یکی از دست های یارشو بجز دست اول که 5 برگی ببینه ! ( این یک قانون چرت به نظر من اما میگم که حکم خودش بی قانون اصولا )
برگ دادن به این صورت که حاکم حکم کنه بعد دست دوم برگها ( یعنی 4 برگی ) داده بشه . نه اینکه همه 13 برگ حاکم رو بدیم بعد بگیم حکم کن !!
چند نکته در حکم کردن ( همه ی اینا توافقی ! ) : نوع اصلی حکم کردن که گفته شد خود حاکم هرچی خواست حکم میکنه . گاهی اوقات حاکم بوسیله ی دست یارش حکم میکنه به این صورت :
حاکم میگه سر قرمزش ! یعنی چی ؟ یعنی اینکه 5 برگ اولیه ی نفر روبروش ( یارش ) را رو میکنند به همه نشون میدند بین خالهای قرمز رنگش یعنی یا خشت یا دل هرچی سرتر بود همون حکم میشه .
با مثال میگم. امین میگه سر قرمر 5 برگ علی رو میشه که عبارتند از شاه دل , 6 دل, آس خشت , 3 پیک , 3 خاج و 2 خشت . خب معلومه آس خشت سرتر پس حکم خشت میشه .
چند نکته : ممکن اتفاق های باحالی بیفته : 1 ) برگهای علی اینجوری باشه : شاه دل , 6 دل, آس خشت , 3 پیک , آس دل و 2 خشت . اینجا چی حکم میشه !!؟؟ دل یا خشت ؟؟ هیچ کدوم . دست دوم علی رو میشه یعنی برگ ها پخش میشه تا اینکه 4 برگ علی رو بخوان بدند باز رو میکنند هرچی سرتر بود این دفعه حکم میشه .
فرض کنیم که این 4 برگ همشون سیاه بودند ! ( خاج یا پیک ) چی میشه ؟ دست سوم علی هم رو میشه ! اگه باز هم حکم تعیین نشد حاکم با توجه به دست اولی علی تعیین حکم میکنه !
حالت دیگه اینکه توی دست اول علی برگ قرمزی نیست ! اینجا هم باید دست دومش رو بشه تا برگ قرمزی در بیاد اگه اینجا هم بین 13 برگ که علی میگیره برگی قرمز یافت نشد دیگه خود حاکم مجبور خودش حکم کنه ( این نکته به یادتون باشه تا حکم تعیین نشه حاکم باید همون 5 برگ اولیه رو داشته باشند چی در این حالتهایی که گقتم چی حالتهای دیگه.
انواع دیگر حکم کردن : برگ وسط : اینجا حاکم میگه برگ وسط شریکم یا یارم و در این حالت از بین 5 برگ اولیه ی علی برگ 3 رو میشه و حکم تعیین میشه.
نوع دیگه : یا خشت یا دل و یا .... ( یا دل یا خاج و .... ) در این حالت 5 برگ اولی حاکم رو میدند ( بگم این نوع حکم کردن مسخره ترین نوعی که من دیدم و باهاش حتی بازی کردم ) اون میگه یا خشت یا مثلا دی یارم ( یا هرچی دیگه نظیر این ) اینجا برگهای شریکش یکی یکی رو میشه تا مثلا خشت یا دل رو بشه هرکدوم از این دو تا که رو شدند همون حکم میشه این رو کردن برگها ممکن حتی تا برگ 13 هم ادامه پیدا کنه که اگه باز هم حکم تعیین نشد خود حاکم باید حکم کنه .
چند نکته در بازی حکم :
طی بازی ممکن تقلبهایی بشه که اگر تقلب مشخص شه یک امتیاز به گروهی که تقلب گروه دیگه رو گرفته تعلق میگیره .
نوع برگ پخش کردن اصول داره ابتدا نفری 5 تا بعد 4 تا . بجر این تقلب محسوب میشه.
اگه کسی برگ بد پخش کرد مثلا به امین 14 برگ داد خودش در نتیجه 12 تا داشت اینجا چند مورد پیش میاد :
امین اگه حاکم باشه میتونه 2 کار بکنه بازی رو به هم بزنه یعنی اصطلاحا دست رو جا بره ( دوباره اون دست رو بازی کنند ) یا اینکه بک برگ به کسی که کم داره بده که این بستگی به حاکم و نگرش اون داره .
اگه کسی بد پخش کرد به خودش 14 رسید اما به یکی دیگه 12 تا اینجا خودش حق نداره به اونی که کم داره یک برگ بده چون اون بد دست داده پس کسی که کم داره یکی از برگهای اونی که زیاد رو داره از پشت انتخاب میکنه و میکشه برای خودش . ( توجه داشته باشید حاکم اگه دست رو جا نرفته باشه البته )
چند اصطلاح :
کوت کردن ( یا کت کردن ) : توجه داشتیم که کسی که 7 دست جمع کنه و در حالت 4 نفره هر گروهی که روی هم 7 دست جمع کنند برنده هستند و امتیازشون یکی اضافه میشه بهش . حالا فرض کنیم حمید حاکم و اون و حمید 7 دست جمع کردند اما امین و علی هیچی ! اینجا به اصطلاح امین و علی کوت شدند و به جای یک امتیاز 2 امتیاز به گروه حامد تعلق میگیره در حالت عکس حامد حاکم هست اما علی اینا 7 دست رو جمع میکنند اما حمیدشون هیچی نمیتونند ! اینجا حامد, حاکم کوت شده ! ( این نهایت کور کوری خوندن ( به زبون مشهدی بود ها ! ) که حاکم رو کوت کنی ) اینجا به علی اینا 3 امتیاز تعلق میگیره چون حاکم رو کوت کردند !
خب اینم از کوت کردن ! ( من از تایپ خسته نشدم شما از خوندن خسته شدید )
خب نکته های کوچک حرف زدن در بازی با شریک ممنوعه حرفهایی نظیر اینو بازی کن , ببرش , من ندارم این قبیل ......
نوبت بازی کردن طبق اصول اول حاکم بعد دست راستیش بعد شریک حاکم بعد نفر دیگه.
حاکم اگه ببره باز هم حاکم اما اگه بباخه اینجا نفر دست راستیش حاکم.
حکوت پس براساسی که گفتم ( توی بازی 4 نفره ) میچرخه . ( برخلاف 2 مورد قبلی که هرکی که میبرد حاکم میبود (
نکات :
كوت : چنانچه تیم حاكم مؤفق شود دست را با نتیجه 7بر صفر ببرد ، به جای یك دست دو دست برای آن ها ثبت می شود .
پر كوت : اگر حالت بالا برای تیم غیر حاكم آن دست پیش بیاید یعنی 7 بر صفر تیم حاكم را ببرد به جای یك دست 3 دست برده برایش ثبت می شود.
بام : اگر تیمی پس از این كه 7 دست را برد ، اصرار به ادامه بازی داشت و مؤفق شد كه تمام 13 برگ را ببرد در اصطلاح به آن بام می گویند . در این صورت كل بازی تمام است و تیم بام كننده برنده نهایی بازی خواهد بود . این پیروزی سهمگین ترین نوع برد است .

نوشته شده توسط . : : M o H S e N : : . در دوشنبه، 12 بهمن هزار و سیصد و هشتاد و هشت

(نظر بدهید.)
 

 

آموزش 21 پاسور

 

پاسور 21


خب برای این بازی شما باید هر چی 2 و 3 و 4 و 5 هست بندازید بیرون با بقیه بازی كنید.

بعد شاه میشه عدد 4 , بی بی میشه 3 و سرباز میشه 2 . 5 هم كه به كل نداریم . تك هم میشه 11 و استثنائا دوتا تك با هم اگه كسی بیاره میشه 21 اما فقط باید دوتا برگ داشته باشه كه جفتش بشه تك باشه . هركیم كه كارتهای دستش
از 21 بیشتر بشه سوخته 21 هم آخرشه .
این بازی از 2 تا 10 نفره هست
نحوه ی بازی اینجوری كه یك نفر میشه بانكدار و این بانكداری به نوبته و میچرخه .
كسی كه میشه بانك دار طی قراری كه گذاشته میشه یك پولی رو به عنوان بانك میزاره وسط فرض میكنیم 1000 تومان .
بعد شروع میكنه به كارت پخش كردن به این نحو كه به نفر دست راستی یك كارت میده و همینطور به بقیه . میتونه هم اول به دست راستیش بده با اون بازی كنه بعد به نفر بعدی .
حالا نفر دست راستی باید شروع كنه شرط بستن روی كارتی كه داره آها یادم نبود بانك دار یك كارتم اول به خودش میده. خوب حالا نحوه ی خواندن هم قراردادی به این ترتیب كه مثلا طی میشود كه كمترین خواندن مثلا از
50 تومان شروع بشه نهایتشم كل بانكه و یك قرار داد دیگه هم كه گذاشته میشه اینه كه بانك چند برابر كه شد بانك دار میتونه كل پول رو برداره و بانك رو كه خالی هم هست تحویل بده به نفر بعدی .
خب بییام فرض كنیم كه من بانك دار هستم و به نفر دست راستیم یك كارت دادم قبلش به خودمم یكی دادم . نفر دست راستیم فرض میكنیم كه بهش عدد 10 رو دادم . حالا باید شرط بندی بكنه به این صورت كه بگه مثلا 200 تومان بعد باید بگه كه بازم كارت می خواد یا نه اگه گفت آره یكی دیگه میدم بهش كه فرض میكنیم كه این یكی 7 باشه كه جمعش میشه 17 . حالا دو راه داره این شخص اونم اینه كه یا بگه بازم كارت میخوام كه ریسك كنه چون كارت بعدی اگه یك جوری باشه كه از 21 بالاتر باشه جمعش طرف به اصطلاح سوخته و باید 200 تومانی كه شرط بسته رو بذاره توی بانك . حالا ما فرض میكنیم كه كارت بیشتری نخواست اینجا بانكدار كارتهای خودشو برمیداره كه فرض میكنیم كارت اولی اومده 9 یكی دیگه هم بر میداره كه اونم 8 هست جمع اینم میشه 17 و كارت بیشتری بر نمیداره حالا كارتاشونو مقایسه میكنند هردو 17 هستند اما چون یكی بانكداره طبق قرداد این مواقع عدد بانكدار یكی بالاتره پس میشه 18 ! و فرد باخته . حالا اگه مال بانكدار از 21 رد شده بود یا كمتر بود فرد برده و 200 تومان از بانك برمیداره و همین مراحل برای نفر بعدی اعمال میشه با این تفاوت كه فرض كنیم نفر قبلی سوخته بود و از 21 جمع كارتاش بیشتر بود كه باید حتما باید بگه به اصطلاح سوز یعنی رد شدم .
بعد بانكدار برگشو هنوز كه رو نكرده برای تفر بعدی اگه دید برگش بده میتونه اونو بذاره و یكی دیگه فقط یكی دیگه برداره .

خب بریم سراغ یك سری نكات : اولی رو گفتم اگه هم بانكدار هم فرد مقابل 21 بیارن بانكدار برندس .
اگه فردی 3 كارت بگیره بازم كارتی بخواد باید یكی از كارتای قبلیشو حتما رو كنه كه اگه نكنه بانكدار كه برگ میده حق داره برگ 4 رو رو كنه . این قانون برای 3 برگ به بالا اجرا میشه .
دوم اینكه فرض كنیم بانك 1000 تومان باشه و قرار باشه كه 3000 تومان شد بانك دار بانك رو برداره برای اینكار بانكدار باید اطلاع بده و بگه اصطلاحا بانك خبره.
و برگهارو برد بزنه و وقتی كه با همه بازی كرد باید بانك رو جمع كنه چی 100 تومان توش باشه چی از اون 3000 تومنی كه طی شده بود بیشتر باشه . یعنی هم بانگ رو خبر داد دور كه تموم شد بانك رو بر میداره .
بانك دار بودن الزامی نیست یكی میتونه وقتی نوبتش شد بگه من نمیخوام بانكدار باشم .
یك فرد روی دست دیگری هم میتونه شرط ببنده كه اینم اول بازی باید قید شه كه چنین قانونی هم باشه یا نه ؟
مثل سر قرمز یا سیاه توی بازی حكم .
حالا این خواندن روی دست یكی دیگه چه جوریه ؟
فرض بكنیم من و عماد و ایمان داریم بازی میكنیم .
ایمان بانكداره و به عماد برگ داده اولین برگشم هست كه تك میباشه .
خب احتمال اینكه این فرد بتونه ببره زیاده . فرض میكنیم كه خودش یگه 400 تومان من هم میتونم بگم 300 تومنم من میخونم . و بعد بازی رو میكنیم و ما میبریم یا میبازیم در حالت اول اون 400 از بانك برمیداره من 300 در حالت دوم اون 400 توی بانك میذاره من 300.
كل بانك هم میتونه خونده شه به این صورت كسی كه دستش خوبه میگه كل بانك كه البته روشنه كه باید اندازه كل بانك خودش پول داشته باشه كه اگه باخت بتونه بده !
نكته ی بعدی اینكه كسی كه بازی میكنه حواسش به برگای رفته باشه بدونه چه برگهایی رفته اینا .این برای وقتی كه با دوتا آدم حرفه ای بازی میكنی خیلی مهمه كه بدونی چندتا تك مونده یا رفته این حواس جمعی به نحوه ی خوندنت خیلی كمك میكنه .
نكته ی بعدی اینكه توی این بازی زیاد تقلب میشه مخصوصا اگه با یك حرفه ای بازی كنی كه آخر قمار هم باشه باید واقعا حواست جمع باشه چون داری پول میبری یا میبازی و اصولا این بازی خودش قماره و پول های زیادی به عنوان بانك اینا گذاشته میشه مگه اینكه جو دوستانه باشه و نهایت بانك 3 یا 4 هزار تومن بشه .

نوشته شده توسط . : : M o H S e N : : . در دوشنبه، 12 بهمن هزار و سیصد و هشتاد و هشت

(نظر بدهید.)
 

 

 1

2

3

نوشته شده توسط . : : M o H S e N : : . در سه شنبه، 6 بهمن هزار و سیصد و هشتاد و هشت

نظرات 5
 

 

تو که میدونی عشق منی ...

 تو که میدونی عشق منی دوست دارم

واسه چی پس تو میگی میخوام برم دیگه دوست ندارم

یادته اون روزا که دستت تو دسته من

حالا تو میخوای بری منو نمیخوای دلبر من

میدونی من بی کسم تو بودی همه کسم

زندیگم تو بودیو حالا من خارو خسم

چرا تو لج میکنی

ابروهاتو کج میکنی

زندگیم تموم شدش برای تو

عمر من حروم شدش به پای تو

واسه تو حاضر بودم ستاره هارو بشمورم

شهرو آتیش بزنم بیام بگم دوست دارم
 

 

 

نوشته شده توسط . : : M o H S e N : : . در سه شنبه، 6 بهمن هزار و سیصد و هشتاد و هشت

(نظر بدهید.)
 

 

سلام !!!

 سلام

سلام

سلام به دوستای گلم ‌!!!

احوالتون ؟!!

خوبین ؟!

خوش میگذره ؟!!

نمیدونم چیکار کنم !!!

حال و حوصله ی کار واسه وبلاگ رو ندارم‌!

از چند روز دیگه هم میرم دانشگاه

برنامه ریزی کردم که مثل یه سری از دوست ها و آشناهام نباشم که واسه یه لیسانس ۴-۵ سال وقت بزارم‌!

اگه خدا کمک کنه می خام هر جور شده نزارم به سال چهارم برسه !!!

اگه نمیدونین بدونین !!!‌>>> من آدمی نیستم که زیاد درس بخونم ولی اگه یه هدفی داشته باشم که واسم مهم باشه از خواب و غذا خوردنم هم واسه رسیدن به هدفم میزنم !!!

همتون رو دوست دارم مخصوصا اقا ..... ( غریبه ی آشنا !!! ) ایشالا که بر میگرده پیشت عزیزم

اگه وقت کنم بازم میام

فعلا خدا نگهدار همتون !

 

نوشته شده توسط . : : M o H S e N : : . در دوشنبه، 5 بهمن هزار و سیصد و هشتاد و هشت

(نظر بدهید.)
 

 

آ خرين پست من !

 سلام دوستان !!!

دیگه آخرشه‌ !

می خوام اینجا رو هم بزارم و برم !

اگه بشه می خوام سایت بزنم .

دلم واسه همتون تنگ میشه .

همتون رو دوست دارم .

این آدی منه اگه خواستین اد کنین . من گه خوشحال میشم .

honey_m95@yahoo.com

خدا حافظ  !

نوشته شده توسط . : : M o H S e N : : . در جمعه، 20 آذر هزار و سیصد و هشتاد و هشت

نظرات 6
 

 

 

1 2

 

 

 



محسن 1369.9.7 ، امسال دانشگاه سمنان نرم افزار قبول شدم !
elf190@yahoo.com

 

(8) حرف دل !
(3) عمومي

 

 

 

 

 


 نام    : 
 ايميل:  

اضافه حذف       

 

 

 

 

بازديد هاي امروز : 6
بازديد هاي ديروز : 8
بازديد هاي اين ماه : 138
كل مطالب : 11
كل بازديد ها : 7144
ايجاد صفحه : 0.109375 ثانيه